پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
99
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
معادلهاى متفاوتى يافت ، به سبب آن نيست كه يك كلمه معانى مختلفى دارد ، بلكه به سبب آن است كه راجع است به تنوّع « احوالى » كه بر حسب اختلاف شرايط تغيير مىيابد . مقصود ترمذى روشن است : همچنان كه در كتاب الفروق خود كوشيده است تا به يارى تحليل روحى و لغوى بطلان وحدت ترادف را ثابت كند و نشان دهد كه مترادفات با هم فرق دارند و هرگز دو كلمه نمىتوان يافت كه مفيد يك معنى واحد باشند ، همچنان نيز در اينجا ، به روشى معكوس ، ولى با مراجعه به همان اصول تجربهء روحى سعى مىكند كه كثرت وجوهى را كه در كتاب مقاتل برشمرده شده است به وحدت يك كلمهء نخستين ، يعنى « كلمهء مادرى » كه معنى آن جامع همهء معانى ديگر و گوياى علّت تشعّب آنهاست ، بازگرداند . در حقيقت ، روشن است كه مقاتل به احصاى معانى مختلف و آوردن آنها از پى يكديگر ، بدون بذل كوششى براى برقرار كردن سلسله مراتبى ميان آنها اكتفا كرده است . و همين گاه به فهرست او نوعى صبغهء تحكّمى مىدهد . روش او مبنى بر اينكه قرآن را جز با قرآن تفسير نكند ، و معنى يك كلمه را به پيروى از سياق سخن توضيح دهد ، بى گمان به او مجال نمىداده است كه اصلى براى ايجاد سلسله مراتب ميان وجوه خود بيابد . يافتن اين اصل براى ترمذى ، به يمن يك قرن فاصلهء تاريخى كه در طىّ آن آگاهى مسلمانان از مرحلهء عينيّت سادهانديشانه به مرحلهء تجربهء ذهنى انتقال يافته بود ، ميسّر بود . كتاب او در مقايسه با كتاب مقاتل از اين مزيّت عمده برخوردار است كه ما را ، در همان زمينهء كار مقاتل ، با تغييرى آشنا مىكند كه در روش تفسير حاصل شده است ، و اين تغيير ناشى از اين معنى است كه اصل تفسيرى تازهاى پرتوهاى روشنى بر آن افكنده است : اصل تجربهء مذهبى . ترمذى چگونه اين اصل را به كار مىبرد ، و به چه شيوهاى كار مقاتل را ، براى تجديد نظر در آن ، دنبال مىكند و نتايج تحليل او چيست ، نكتههايى است كه خواننده نمىتواند تصورى از آنها به دست آورد ، مگر آنكه از نزديك با اين اثر آشنا شود . و بىگمان اين اثر شايان آن است كه در اينجا به تفصيل ترجمه شود ، زيرا نمايندهء يكى از قديمترين كوششها براى تعريف اصطلاحات دينى اسلامى بر مبناى كلمات قرآنى است . امّا افسوس كه همهء آن ارزش يكسانى ندارد ، و مانند همهء آثار ترمذى در آن درازگويى و دوبارهگويى بسيار است . از اين رو ، براى پرهيز از خسته كردن خواننده ترجيح دادهايم كه گزيدهاى از گوياترين كلمات از جهت روش يا مهمترين كلمات از نظر تاريخ تحول اصطلاحات عرفانى اسلامى به دست دهيم . البته در مورد اين كلمات ترديد نخواهيم كرد در اينكه در باب آنها به تفصيل سخن بگوييم ، تا چيزى از كتاب ترمذى از دست نداده باشيم . طرح كلّى اين اثر همانند طرحى است كه مقاتل ريخته است . ترمذى همان كلماتى را كه مقاتل